شعر فریدون مشیری رک بگویم از همه رنجیده ام
مقالات
بزرگنمايي:
نسیم گیلان - آخرین خبر /از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر سازی که شد رقصیده ام
بازار ![]()
در زمستان سکوتم بارها…
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست… نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام…
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها…
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوش ها…
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها…
لا به لای هر دعا بخشیده ام
مقصد من ناکجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام
میروم با واژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام
من تمام گریه هایم را شبی…
لابه لای واژه ها خندیده ام
-
شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۶:۴۱
-
۸ بازديد
-

-
نسیم گیلان
لینک کوتاه:
https://www.nasimegilan.ir/Fa/News/810266/